الفش
🌐 ماهی
این واژه در عربیِ معیار بسیار رایج و روشن نیست و ممکن است بسته به لهجه یا منبع، معنای متفاوتی داشته باشد. در برخی کاربردها میتواند به واژهای عامیانه یا محلی اشاره کند. اگر در متن خاصی آمده باشد، معنی دقیقش به همان متن وابسته است و بدون بافت، تفسیر قطعی دشوار است.
جمله سازی با الفش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وضع الطبيب الضمادة قرب الفش بعد أن فحص الجرح بعناية.
پزشک پس از معاینه دقیق زخم، باند را نزدیک دهان قرار داد.
💡 يفضّل بعض الصيادين حمل الفش الخفيف أثناء الرحلات القصيرة على الشاطئ.
برخی از ماهیگیران ترجیح میدهند در سفرهای کوتاه به ساحل، ماهیهای سبک حمل کنند.
💡 ظلّ الفش بجانب السلة حتى انتهى الأطفال من ترتيب أدواتهم.
ماهیها کنار سبد ماندند تا بچهها وسایلشان را مرتب کنند.