فجدي

🌐 پس مرا دریاب.

این ترکیب از «فـ» و «جدي» ساخته شده و در ظاهر به معنای «پس جِدی / کوشش من» یا «پس جدّیت من» می‌آید، اما در عربیِ صرفی، بسته به متن می‌تواند اشاره به «جِدّ و کوشش» داشته باشد. اگر منظور از «جدي» واژه‌ی «جَدّی» باشد، معنی آن می‌تواند «جدی، سخت‌گیرانه، یا مربوط به جدّ» هم باشد. بدون بافت جمله، ترجمه‌ی دقیق قطعی نیست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پدربزرگ من

جمله سازی با فجدي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬فجدي حيبه كثريا و يعتربه من العائلة و خاصة أن‬ ‫عالقة جدي بعائلته قدمية و قوية

پدربزرگم او را خیلی دوست داشت و او را عضوی از خانواده می‌دانست، مخصوصاً به این دلیل که ارتباطش با خانواده‌اش دیرینه و قوی بود.

💡 ‬فجدي‬ ‫''أليكس'' كان رجل أعمال سابق يمتلك مصنعين‪

پدربزرگم، الکس، قبلاً تاجر بود و دو کارخانه داشت.

💡 سألتُ عن فجدي في الحيِّ، فقالوا إنَّه معروفٌ بالأمانةِ وحُسنِ التعاملِ مع الناس.

از پدربزرگم در محله پرسیدم، گفتند که او به خاطر صداقت و خوش رفتاری با مردم شناخته شده است.

💡 زارَنا فجدي بعدَ الغروبِ، وجلسَ معَ العائلةِ يتحدّثُ عن أخبارِ السفرِ والعمل.

پدربزرگم بعد از غروب آفتاب به دیدن ما آمد و با خانواده درباره سفر و اخبار کار صحبت کرد.

💡 فصدقا مل يكن هذا رد فعل‬ ‫جدي حني حتدثنا بصباح ذلك اليوم فجدي كان الزال متأمالً فيه خريا!

راستش را بخواهید، این واکنش پدربزرگم وقتی آن روز صبح با هم صحبت کردیم نبود، چون پدربزرگم هنوز به این موضوع امیدوار بود!

کلمات مرتبط