فاخرجه
🌐 پس او رفت
این ترکیب بهمعنای «پس او را بیرون آورد» یا «آنگاه او را خارج کرد» است. ضمیر «ه» بهمعنای «او / آن را» و مفعول مفرد اشاره دارد و فعل نشان میدهد که فاعل، شخص یا چیزی را از جایی بیرون برده است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آن را بنویسید
جمله سازی با فاخرجه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طلب القاضي من الشرطي أن فاخرجه من القاعة بعد رفضه الالتزام بالنظام.
قاضی از پلیس خواست که پس از امتناع او از رعایت قوانین، او را از دادگاه بیرون کند.
💡 في الصباح، فاخرجه الطبيب من غرفة الفحص بعد أن اطمأن على حالته.
صبح، پزشک پس از اطمینان از وضعیتش، او را از اتاق معاینه بیرون برد.
💡 عندما ضاق المكان بالناس، فاخرجه صديقه إلى الخارج ليتحدثا بهدوء.
وقتی آنجا شلوغ شد، دوستش او را بیرون برد تا بتوانند آرام صحبت کنند.