فاخرجت
🌐 بیرون رفتم.
این واژه بهمعنای «پس بیرون رفت / بیرون آورد» است و بسته به سیاق میتواند هم به صورت فعل ماضیِ مؤنث مفرد فهمیده شود («او بیرون آمد») و هم گاهی در برخی ساختها به معنای «من / او خارج کرد» دیده میشود، اما معنای اصلی و رایج آن از ریشه «خروج» و دلالت بر بیرون شدن یا بیرون آوردن دارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پس کشیدم.
جمله سازی با فاخرجت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلست المرأة لحظةً تفكر، ثم فاخرجت الرسالة القديمة من الدرج وقرأت سطورها ببطء.
زن لحظهای نشست و فکر کرد، سپس نامه قدیمی را از کشو بیرون آورد و به آرامی سطرهای آن را خواند.
💡 عندما اشتد الحر، فاخرجت العائلة إلى الحديقة لتستمتع بالهواء النقي.
وقتی گرما شدت گرفت، خانواده برای لذت بردن از هوای تازه به باغ رفتند.
💡 بعد التفتيش الطويل، فاخرجت الشرطيةُ الهويةَ من الحقيبة وقدمتها للمسؤول.
پس از جستجوی طولانی، پلیس زن کارت شناسایی را از کیف بیرون آورد و به مأمور تحویل داد.