عمیل

🌐 عامل

این کلمه در عربی می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد، اما رایج‌ترین معنی آن «کارگزار، عامل، مشتری» نیست؛ بلکه در برخی کاربردها به «عامل، کارکننده، عامل اجرایی» نزدیک است. اگر در متن خاصی آمده باشد، معنی دقیقش به همان سیاق بستگی دارد، چون «عمیل» در عربی فصیحِ رایج کمتر از واژه‌های دیگر استفاده می‌شود.

اسم (noun)

📌 مشتری

📌 عامل

📌 عملیاتی

📌 دارایی

جمله سازی با عمیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خسر المكتب عمیل ًا مهمًا بسبب التأخر في الرد على طلبه.

دفتر به دلیل تأخیر در پاسخ به درخواستش، یک مشتری مهم را از دست داد.

💡 اهتم الموظف بكل عمیل يدخل المتجر ليمنحه تجربة أفضل.

کارمند از هر مشتری که وارد فروشگاه می‌شد، مراقبت می‌کرد تا تجربه بهتری به آنها بدهد.

💡 وصل عمیل جديد إلى الشركة وطلب عرضًا مناسبًا للخدمة.

یک مشتری جدید به شرکت مراجعه کرد و درخواست پیشنهاد مناسبی برای خدمات ارائه شده داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران