علامات

🌐 علائم

«علامات» جمعِ «علامة» و به معنای «نشانه‌ها، علامت‌ها، علائم» است. این واژه برای اشاره به نشانه‌های ظاهری، نشانه‌های بیماری، نشانه‌های زبانی یا هر نوع علامت و دلالتی به‌کار می‌رود که چیزی را مشخص یا معرفی می‌کند. در فارسی هم «علائم» معادل رایج آن است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نشانه‌ها

📌 علامت‌ها

📌 علامت

📌 برچسب‌ها

📌 نشانگرها

📌 علامت گذاری ها

جمله سازی با علامات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تنذر علامات التعب الشديد بحاجة الجسم إلى الراحة والعلاج العاجل.

علائم خستگی شدید نشان دهنده نیاز بدن به استراحت و درمان فوری است.

💡 ظهرت على وجهه علامات شكس بعد أن سمع الخبر المفاجئ.

پس از شنیدن خبر غافلگیرکننده، نشانه‌هایی از ناامیدی در چهره‌اش نمایان شد.

💡 بدت علامات التعب ظٰهرين على وجهه بعد رحلة السفر الطويلة.

آثار خستگی پس از سفر طولانی در چهره‌اش هویدا بود.

💡 فٱتبعوا علامات الطريق جيدًا، لأن المنطقة الجديدة مليئة بالمنعطفات والطرق المتشعبة.

علائم جاده را با دقت دنبال کنید، زیرا منطقه جدید پر از پیچ و خم و جاده‌های فرعی است.

💡 ترك المطر علامات واضحة على الزجاج والأرضية عند الصباح.

باران صبح، رد واضحی روی شیشه و کف زمین به جا گذاشته بود.

💡 في بعضهم ظهرت علامات التعب بعد الرحلة الطويلة والمتعبة.

برخی از آنها پس از سفر طولانی و طاقت فرسا، علائم خستگی را نشان می‌دادند.

💡 ظھرت علامات التعب على وجهها بعد ليلةٍ من السهر.

بعد از یک شب بیدار ماندن تا دیروقت، آثار خستگی در چهره‌اش نمایان بود.

💡 دخلت الأم الغرفة ثم عليها علامات القلق بسبب تأخر ابنتها.

مادر وارد اتاق شد، در حالی که به خاطر تاخیر دخترش نگرانی در چهره‌اش نمایان بود.

💡 سالمتک من التعب بعد السفر الطويل، وقد بدت عليك علامات الإرهاق بوضوح.

امیدوارم بعد از سفر طولانی، خستگی از تنتان بیرون رفته باشد و آثار خستگی به وضوح در شما نمایان باشد.

💡 علی فيه، اكتشف الطبيب علامات تحسن واضحة بعد أيام من العلاج.

پزشک پس از روزها درمان، علائم واضحی از بهبود را در چهره او مشاهده کرد.

💡 ظهرت علامات التعب على وجهه بعد يوم عمل طويل وشاق.

پس از یک روز کاری طولانی و طاقت فرسا، آثار خستگی در چهره اش نمایان بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران