عضله
🌐 عضله
اسم (noun)
📌 عضله
جمله سازی با عضله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توقف السائق قليلًا لأن عضله الظهر أصبحت متيبسة من الجلوس الطويل.
راننده مکث کوتاهی کرد، چون عضلات کمرش از نشستن طولانی مدت سفت شده بود.
💡 شعر اللاعب بألم في عضله الكتف بعد المباراة الطويلة.
این بازیکن پس از مسابقه طولانی، در عضله شانه خود احساس درد کرد.
💡 ، القلب هو بمثابة عضله عضلة حيث لا يمكن التحكم بها.
قلب مانند ماهیچهای است که نمیتوان آن را کنترل کرد.
💡 أو في كل مرّه شددنا عضله أو قمنا بحركه خطأ،
یا هر بار که عضلهای را منقبض میکنیم یا حرکت اشتباهی انجام میدهیم،
💡 نصح الطبيب بتدليك عضله الرقبة برفق لتخفيف التشنج.
پزشک توصیه کرد که برای تسکین اسپاسم، عضله گردن را به آرامی ماساژ دهید.
💡 هذا النوع، الذي تصبح فيه عضله القلب سميكه بشكل غير طبيعي، عاده ما تكون موروثه.
این نوع، که در آن عضله قلب به طور غیرطبیعی ضخیم میشود، معمولاً ارثی است.