عصيب

🌐 دشوار

به معنای «سخت، دشوار، طاقت‌فرسا، دردناک» است. مثلاً «امرٌ عصيب» یعنی «کاری سخت و دشوار»؛ این واژه برای توصیف وضعیتی به‌کار می‌رود که تحمل آن دشوار باشد.

صفت (adjective)

📌 دشوار

📌 استرس‌زا

📌 حیاتی

📌 تلاش کردن

📌 دردناک

جمله سازی با عصيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 التحرش في العمل بإمكانه أن يكون عصيب للغاية، و هو شئ صعب لتواجه وحدك.

آزار و اذیت در محل کار می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد، و مواجهه با آن به تنهایی دشوار است.

💡 انيا، اعرف هذا وقت عصيب لكننا فقط نريد خمس دقائق لو سمحتِ؟

آنیا، می‌دانم که شرایط سختی است، اما لطفاً فقط پنج دقیقه وقت لازم داریم؟

💡 مررنا بيومٍ عصيب بعدَ انقطاعِ الكهرباءِ والماءِ معًا في الحيِّ.

بعد از اینکه برق و آب محله با هم قطع شد، روز سختی را گذراندیم.

💡 واجهَ القائدُ قرارًا عصيب ًا يتطلبُ سرعةَ حسمٍ وحسنَ تقدير.

رهبر با تصمیم دشواری روبرو بود که نیاز به تصمیم‌گیری سریع و قضاوت خوب داشت.

💡 كان الموقفُ عصيب ًا على العائلةِ عندما دخلَ الطفلُ المستشفى فجأة.

وقتی کودک به طور ناگهانی در بیمارستان بستری شد، شرایط برای خانواده بسیار دشوار بود.

💡 ‫وفعالً سافر الحاج أحمد إلى القاىرة ودار حوار عصيب بين االب وأبنو الذي رفض الزواج منها‬ ‫وقاؿ لوالده كيف أرتبط بواحدة مثل ىذه؟

در واقع، حاج احمد به قاهره سفر کرد و بحث داغی بین پدر و پسرش درگرفت، که پسر از ازدواج با او امتناع کرد و به پدرش گفت: «چطور می‌توانم با چنین کسی ازدواج کنم؟»

کلمات مرتبط