عاري

🌐 برهنه

در عربی «عاري» یعنی «برهنه، عاری از، خالی از، بدونِ چیزی». مثلاً «عاري من العيوب» یعنی «بی‌عیب / خالی از عیب» و «عاري الجسد» یعنی «بدن برهنه».

صفت (adjective)

📌 برهنه

📌 برهنگی گرا

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برهنه

جمله سازی با عاري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدا الجدارُ عاري من الزخارف بعد أعمالِ الترميمِ الأخيرة.

دیوار پس از کارهای مرمت اخیر، عاری از هرگونه تزیینات به نظر می‌رسید.

💡 ‫ردت قائلة‪ :‬يمكن ما عمرك تشوفها‬ ‫وتابعت بأسى‪ :‬أنا كان نفسي إنه ما حدا يشوف جسمي عاري غير جليل‪ ,‬وانه هو اللي ياخد‬ ‫عذريتي ‪.

او پاسخ داد: «شاید هرگز آن را نبینی.» و با ناراحتی ادامه داد: «آرزو می‌کردم که هیچکس جز جلیل بدن برهنه‌ام را نبیند و او کسی باشد که بکارت مرا بگیرد.»

💡 ‬أشجار‬ ‫رمادي ة عاري ة مرتجف ة وس ط رك ام هائ ل من‬ ‫الثلج‪

درختان لرزان، برهنه و خاکستری در میان گستره وسیعی از برف

💡 وقفَ الرجلُ عاري الرأسِ تحت الشمسِ الحارّةِ ينتظرُ الحافلةَ المتأخرة.

مرد با سر برهنه زیر آفتاب داغ ایستاده بود و منتظر اتوبوسی بود که دیر کرده بود.

💡 ‬وقد يطيل النظر لي‬ ‫فأخالها كمن ينظر لي وأنا عاري‪

ممکن است مدت زیادی به من خیره شود، و من تصور کنم که او در حالی که برهنه هستم به من نگاه می‌کند.

💡 غالباً ما يواجه الفنانون انتقادات لإنشاء تمثال عاري لتمثيل الجمال الطبيعي.

هنرمندان اغلب به خاطر خلق مجسمه‌های برهنه برای نمایش زیبایی‌های طبیعی با انتقاد مواجه می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران