عاجل

🌐 فوری

«عاجل» یعنی فوری، شتاب‌دار، زودرس یا نزدیک‌الوقوع. این واژه برای چیزی به‌کار می‌رود که تأخیر ندارد یا باید همین حالا انجام شود؛ مثل «أمر عاجل» یعنی «کار فوری». در فارسی هم «عاجل» به همین معنا بسیار رایج است.

صفت (adjective)

📌 فوری

📌 اورژانس

📌 شکستن

📌 سریع

جمله سازی با عاجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أرسلَ الطبيبُ طلبًا عاجل ًا لإجراءِ الفحوصاتِ قبلَ منتصفِ النهارِ.

پزشک درخواست فوری برای انجام آزمایش‌ها قبل از ظهر ارسال کرد.

💡 تلقَّتْ غرفةُ الأخبارِ تقريرًا عاجل ًا عن انفجارٍ وقعَ في المنطقةِ الصناعيةِ.

اتاق خبر گزارشی فوری درباره انفجاری که در منطقه صنعتی رخ داده بود، دریافت کرد.

💡 جاءَ بريدٌ عاجل من الإدارةِ يطلبُ حضورَ الاجتماعِ خلالَ ساعةٍ واحدةٍ.

یک پیام فوری از مدیریت رسید که درخواست حضور در جلسه ظرف یک ساعت را داشت.

💡 هذا بنيه القديم يحتاج إلى إصلاحٍ عاجل قبل بداية الشتاء.

این ساختمان قدیمی قبل از شروع زمستان نیاز به تعمیر فوری دارد.

💡 هذا الطريق الممک قديم ويحتاج إلى ترميم عاجل قبل موسم الأمطار.

این جاده قدیمی است و قبل از فصل بارندگی نیاز به تعمیرات فوری دارد.

💡 احتاج القديم البيت إلى ترميمٍ عاجل قبل أن يتعرض للتلف.

خانه قدیمی قبل از اینکه آسیب ببیند، نیاز به تعمیرات فوری داشت.

💡 سمعتُ أن بقایه في هذا المكان تحتاج إلى إصلاحٍ عاجل قبل الشتاء.

شنیده‌ام که بقایای این مکان نیاز به تعمیر فوری قبل از زمستان دارد.

💡 أرسلناه بالبريد السريع لأن الملف كان مطلوبًا بشكل عاجل في المحكمة.

ما آن را با پست اکسپرس فرستادیم زیرا پرونده فوراً در دادگاه مورد نیاز بود.

💡 المدير يدعو الموظفين إلى اجتماع عاجل صباحًا.

مدیر، کارمندان را برای یک جلسه فوری در صبح فرا می‌خواند.

💡 يحتاج المشروع الاکرب إلى تمويل عاجل حتى لا يتوقف العمل فيه.

این پروژه به بودجه فوری نیاز دارد تا کار روی آن متوقف نشود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران