عاجلة
🌐 فوری
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فوری
📌 اورژانس
📌 شکستن
📌 فوریت
📌 سریع
جمله سازی با عاجلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقدتِ الشركةُ اجتماعًا عاجلة لمناقشةِ الخسائرِ الأخيرةِ.
این شرکت برای بحث در مورد ضررهای اخیر، جلسه اضطراری برگزار کرد.
💡 احتاجَتِ الطفلةُ إلى عنايةٍ عاجلة بعدَ سقوطِها من الدرّاجةِ.
این کودک پس از افتادن از دوچرخهاش به مراقبتهای فوری نیاز داشت.
💡 تأخر القطار لحضور صيانة عاجلة على السكة في المنطقة الجنوبية.
قطار به دلیل تعمیرات فوری مسیر در منطقه جنوبی به تأخیر افتاد.
💡 كان فإنه يحتاج إلى مساعدة عاجلة قبل أن تتفاقم المشكلة.
او قبل از اینکه مشکل بدتر شود، به کمک فوری نیاز داشت.
💡 طلب المدير مناقشة عاجلة للتقرير، حتى يتم تصحيح الأخطاء قبل النشر.
مدیر درخواست بررسی فوری گزارش را کرد تا اشتباهات قبل از انتشار اصلاح شوند.
💡 وصلتْ رسالةٌ عاجلة إلى الهاتفِ تطلبُ إخلاءَ المبنى فورًا.
یک پیام فوری از طریق تلفن دریافت شد که درخواست تخلیه فوری ساختمان را داشت.
💡 جاء القاصد من المدينة المجاورة يحمل رسالة عاجلة إلى المدير.
پیک از شهر همسایه آمد و پیامی فوری برای مدیر آورد.
💡 كيف أدري لا يحتاج المريض إلى مراجعة عاجلة الآن؟
از کجا بفهمم که بیمار در حال حاضر به معاینه فوری نیاز ندارد؟
💡 اتخذوا إجراءات عاجلة بعد وقوع الحادث في الطريق العام.
آنها پس از وقوع تصادف در جاده عمومی، فوراً اقدام کردند.
💡 أبرق الهاتف فجأة عندما وصلتنْا رسالة عاجلة من المكتب قبل بدء الاجتماع مباشرة.
درست قبل از شروع جلسه، وقتی یک پیام فوری از دفتر دریافت کردیم، ناگهان تلفن زنگ خورد.
💡 ظهر لفظ بيااتهخ في الملاحظة الداخلية، لكنه بدا غير واضح ويحتاج إلى مراجعة عاجلة من الفريق.
کلمه «بیاتخ» در یادداشت داخلی آمده بود، اما به نظر نامفهوم میآمد و نیاز به بررسی فوری توسط تیم داشت.
💡 احتاجت الطفلة إلى أشعة عاجلة لأن الطبيب شكّ في وجود كسری بسيط.
کودک به عکسبرداری فوری با اشعه ایکس نیاز داشت زیرا پزشک به شکستگی جزئی مشکوک بود.