طری
🌐 تاری
این واژه در عربیِ معیار بهصورت رایج و مستقل چندان شناختهشده نیست و احتمالاً شکل نادرست، ناقص، یا مخففِ یک واژهٔ دیگر است. ممکن است منظور نویسنده «طري» بهمعنای «تازه / تر» یا بخشی از واژهای دیگر بوده باشد، اما بهتنهایی و بدون بافت، معنی دقیق و قطعی ندارد.
صفت (adjective)
📌 نرم
📌 مناقصه
📌 خفیف
📌 له شده
📌 کرکی
📌 آبدار
📌 تازه
جمله سازی با طری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سألته عن طری الوصول إلى القرية القديمة في الجبل.
از او در مورد راه رسیدن به روستای قدیمی در کوهستان پرسیدم.
💡 لم أكن أعرف طری حل هذه المشكلة إلا بعد التجربة.
من نمیدانستم چطور این مشکل را حل کنم تا اینکه آن را امتحان کردم.
💡 وجدنا طری مناسبة للتواصل مع الفريق بسرعة ووضوح.
ما یک راه مناسب برای برقراری ارتباط سریع و واضح با تیم پیدا کردیم.