ضعفت

🌐 ضعیف شده

این واژه می‌تواند صورت فعلیِ «من ضعیف شدم» یا «او ضعیف شد» در برخی صرف‌ها باشد، و معنایش سست شدم / ناتوان شدم / ضعیف گردیدم است. در صرف فعل، بسته به ضمیر، می‌تواند به فاعل مفرد مؤنث یا مخاطب نیز مربوط شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ضعیف شده

📌 تضعیف

📌 ضعیف تر

📌 نازک شده

📌 کاهش یافته

📌 بی‌حال

جمله سازی با ضعفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كلما ضعفت الثقة، أصبح القرار اوهن وأقل قدرة على الصمود.

هر چه اعتماد ضعیف‌تر باشد، تصمیم ضعیف‌تر و کم‌دوام‌تر می‌شود.

💡 سقطت اإلمبراطوريات القديمة عندما ضعفت الإدارة وازدادت النزاعات الداخلية بين القادة.

امپراتوری‌های باستان زمانی سقوط کردند که نظام اداری ضعیف شد و اختلافات داخلی میان رهبران افزایش یافت.

💡 ذاكرتي ضعفت قليلًا بعد السهر الطويل، لذلك بدأت أنظّم وقتي أكثر.

حافظه‌ام بعد از بیدار ماندن تا دیروقت کمی ضعیف شده بود، بنابراین شروع کردم به سازماندهی بیشتر وقتم.

💡 مع مرور الوقت، ضعفت قوته بسبب المرض الطويل وقلة الراحة.

با گذشت زمان، به دلیل بیماری طولانی مدت و عدم استراحت، قوای او رو به تحلیل رفت.

💡 بينما ضعفت النار، بدأ الجميع بتردد في تحضير أمتعتهم للمغادرة.

با ضعیف شدن آتش، همه با تردید شروع به آماده کردن وسایل خود برای رفتن کردند.

💡 تهنوا القلوب إذا ضعفت العزيمة، لذلك حافظوا على الحماس.

اگر عزم و اراده سست شود، قلب‌ها سست می‌شوند، پس شور و شوق خود را حفظ کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران