شيخوخي
🌐 سالخورده
این واژه به معنی «پیری، سالخوردگی، یا حالتِ کهنسالی» است و از ریشهٔ «شيخ» و مفهومِ «پیر شدن» میآید. در فارسی میتوان آن را «مربوط به پیری» یا «پیریگونه» ترجمه کرد. این واژه بر مرحلهای از زندگی دلالت دارد که انسان از جوانی عبور کرده و به سالخوردگی رسیده است.
صفت (adjective)
📌 سالخورده
جمله سازی با شيخوخي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدأ يشعر بتعب شيخوخي واضح بعد سنوات من العمل المتواصل.
او پس از سالها کار مداوم، نشانههای آشکار پیری را احساس میکرد.
💡 يحتاج بعض الناس إلى رعاية خاصة في مرحلة شيخوخي الأخيرة.
برخی افراد در سالهای پایانی عمر خود به مراقبتهای ویژه نیاز دارند.
💡 تحدث الطبيب عن التغيرات شيخوخي التي تظهر مع التقدم في السن.
دکتر در مورد تغییرات مرتبط با سن که با افزایش سن ظاهر میشوند صحبت کرد.