سَرَحان

🌐 سرحان

«سَرَحان» می‌تواند به معنی رهاشدگی، رفت‌وآمد، یا حالتِ چرا رفتنِ دام باشد، و در بعضی کاربردها نیز نامِ خاص یا صفتی از همان ریشهٔ «سرح» است. در زبان عربی کلاسیک گاهی این واژه به حالتی اشاره می‌کند که حیوان آزادانه می‌چرَد یا می‌گردد.

اسم (noun)

📌 بلوند

📌 غیبت

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سرحان

📌 سیرحان

جمله سازی با سَرَحان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان سرحان اسمًا متداولًا في القرية، ويعرفه الناس لصوته الهادئ وأخلاقه الطيبة.

سرحان نامی شناخته شده در روستا بود و مردم او را به خاطر صدای آرام و اخلاق خوبش می شناختند.

💡 رأيت سرحان يمشي وحده قرب النهر، وكأنه يبحث عن شيء ضاع منه.

سرحان را دیدم که تنها نزدیک رودخانه قدم می‌زد، انگار دنبال چیزی می‌گشت که گم کرده بود.

💡 التقى المسافر بـ سرحان عند المحطة، ثم سأله عن الطريق إلى البلدة المجاورة.

مسافر سرحان را در ایستگاه ملاقات کرد، سپس از او مسیر رسیدن به شهر همسایه را پرسید.

کلمات مرتبط