سَرْحَل
🌐 سرحال
«سَرْحَل» در عربیِ رایج واژهای کمکاربرد و بیشتر خاص یا کهن است. ممکن است در برخی متون به عنوان نامِ شخص، لقب، یا واژهای برای نوعی حرکت / رهاسازی آمده باشد، اما بدون متن نمیتوان تعریف قطعی داد.
جمله سازی با سَرْحَل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 التقى الأصدقاء بـ سرحل عند بوابة الفندق، واتفقوا على الخروج معًا بعد العشاء.
دوستان سرحال را دم در هتل ملاقات کردند و توافق کردند که بعد از شام با هم بیرون بروند.
💡 سرحل المسافر حقائبه قرب النافذة، ثم جلس ينتظر موعد انطلاق القطار.
مسافر چمدانهایش را نزدیک پنجره برد، سپس منتظر حرکت قطار نشست.
💡 كان سرحل معروفًا بحبه للرحلات الطويلة واستكشاف الأماكن البعيدة.
سرحال به خاطر عشقش به سفرهای طولانی و کشف مکانهای دوردست شناخته میشد.