لَبْلَاب

🌐 پیچک

«لبلاب» در عربی به‌معنای «پیچک» یا گیاه بالارونده‌ای است که به دور چیزی می‌پیچد. در برخی منابع ممکن است به گیاهان رونده و چسبنده اشاره کند. این واژه در فارسی نیز به‌صورت «پیچک» یا در بعضی کاربردها «علفِ رونده» ترجمه می‌شود.

اسم (noun)

📌 پیچک

📌 پیچک سمی

جمله سازی با لَبْلَاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان لبلاب النافذة يمنح البيت منظرًا جميلًا في الربيع.

پیچک های روی پنجره، در بهار منظره زیبایی به خانه می دادند.

💡 تسلّق لبلاب الجدارَ القديم حتى غطّى جزءًا كبيرًا من السطح.

پیچک از دیوار قدیمی بالا رفت تا اینکه بخش بزرگی از سطح دیوار را پوشاند.

کلمات مرتبط