رائحتها

🌐 عطر آن

یعنی «بوی او» یا «رائحه‌اش» برای مرجع مؤنث. ـها ضمیر مؤنث است و نشان می‌دهد که بو به یک چیز یا شخص مؤنث نسبت داده شده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بو می دهد

📌 عطر او

📌 بو می داد

📌 عطر آنها

📌 عطر آن

جمله سازی با رائحتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلبتُ البفتة من المطبخ لأن رائحتها كانت شهية جدًا.

من نان را از آشپزخانه سفارش دادم چون بوی خیلی خوشمزه‌ای داشت.

💡 كلما رأيتُ زهرةَ الياسمينِ، اتذکرها لأنها كانت تحبُّ رائحتها كثيرًا.

هر وقت گل یاس می‌بینم، یاد او می‌افتم، چون او عاشق عطرش بود.

💡 بقيت رائحتها في الثياب طوال اليوم.

عطرش تمام روز توی لباس‌ها مانده بود.

💡 ‫فال تظهري لي مشاعرك ألن رائحتها كرائحة اللحم بالنسبة لألسود‪

احساساتت را به من نشان نده، چون برای شیرها مثل بوی گوشت هستند.

💡 أضاف الطاهي الزعفران إلى الشوربة، فازدادت رائحتها قوةً ومذاقًا مميزًا.

سرآشپز به سوپ زعفران اضافه کرد که عطر آن را افزایش داد و طعم متمایزی به آن بخشید.

💡 أحببت رائحتها لأنها تشبه رائحة الورد الطبيعي.

من عاشق عطرش بودم چون بوی گل رز طبیعی می‌داد.

💡 وضعت أمي وزھره في المزهرية قرب النافذة، فانتشرت رائحتها في الغرفة كلها.

مادرم گل را در گلدان نزدیک پنجره گذاشت و عطرش در تمام اتاق پخش شد.

💡 كانت رائحتها عطرة عندما وضعتها على الطاولة.

وقتی گذاشتمش روی میز، بوی خوبی داشت.

کلمات مرتبط