ثقافي

🌐 فرهنگی

«ثَقافي» یعنی فرهنگی ؛ صفتی که چیزی را به فرهنگ نسبت می‌دهد. مثلاً در ترکیب‌هایی مانند «نشاط ثقافي» یعنی «فعالیت فرهنگی»، یا «مركز ثقافي» یعنی «مرکز فرهنگی».

صفت (adjective)

📌 فرهنگی

📌 فکری

📌 آموزشی

جمله سازی با ثقافي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تشلحيت من اللغات الأمازيغية المهمة، ولها حضور ثقافي قوي في المغرب.

زبان تاشلهیت یکی از زبان‌های مهم آمازیغی است و حضور فرهنگی پررنگی در مراکش دارد.

💡 تحدث مواطن سلوفاکي عن بلده وثقافته في لقاء ثقافي نظمته الجامعة.

یک شهروند اسلواکی در یک رویداد فرهنگی که توسط دانشگاه برگزار شده بود، درباره کشور و فرهنگ خود صحبت کرد.

💡 سافر وفدٌ ثقافي إلى اولستر لحضور معرضٍ دوليٍّ مهم.

یک هیئت فرهنگی برای شرکت در یک نمایشگاه مهم بین المللی به اولستر سفر کرد.

💡 ‬عالوة على ذلك كانت أولجا تعقد صالون ثقافي أو ملتقى‬ ‫ألصدقائها الفنانين في البيت عندها كل أربعاء‪

علاوه بر این، اولگا هر چهارشنبه در خانه‌اش یک سالن یا گردهمایی فرهنگی برای دوستان هنرمندش برگزار می‌کرد.

💡 تعرّفتُ إلى الأجانب من أوروبا خلال مؤتمر ثقافي نظمته الجامعة.

من در یک کنفرانس فرهنگی که توسط دانشگاه برگزار شده بود، با خارجی‌هایی از اروپا آشنا شدم.

💡 استقبلت المدينة شيوخًا من عدة مناطق لحضور مؤتمر ثقافي مهم.

این شهر از شیوخ چندین منطقه برای شرکت در یک کنفرانس فرهنگی مهم استقبال کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران