تندمج

🌐 ادغام

یعنی «ادغام می‌شود، در هم می‌آمیزد، یا یکی می‌شود». این واژه هم برای اشیا و هم برای گروه‌ها، سیستم‌ها یا مفاهیم به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ادغام

📌 فیوز

📌 ادغام در

📌 در هم آمیختن

📌 ترکیب کردن

📌 ادغام می‌کند

جمله سازی با تندمج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد أيام قليلة، تندمج الطفلة في المدرسة الجديدة وتكوّن صداقات بسرعة.

بعد از چند روز، کودک به مدرسه جدید عادت می‌کند و به سرعت دوست پیدا می‌کند.

💡 نرى أيضاً روبوتات تندمج في الحياة المدنية على نحو متصاعد.

ما همچنین شاهد ادغام فزاینده ربات‌ها در زندگی غیرنظامیان هستیم.

💡 تلون سمكة الأنقليس الذئبي يسمح لها بأن تندمج مع بيئتها الصخرية.

رنگ‌آمیزی مارماهی گرگی به آن اجازه می‌دهد تا با محیط سنگی خود استتار کند.

💡 كان يرتدي سترة رمادية غامقة تندمج مع لون بشرته الشاحب.

او یک ژاکت خاکستری تیره پوشیده بود که با رنگ پوست روشنش هماهنگی داشت.

💡 تحت الضغط العالي والحرارة، تندمج الطبقات معاً.

تحت فشار و حرارت بالا، لایه‌ها به هم جوش می‌خورند.

💡 نرى خطوطًا غير واضحة في الأنواع حيث تندمج الأنماط الموسيقية بسلاسة.

ما در ژانرهایی که سبک‌های موسیقی به طور یکپارچه با هم ترکیب می‌شوند، خطوط مبهمی می‌بینیم.