تنضم

🌐 عضویت

این واژه از ریشه «ضمّ» است و به معنای «پیوستن، ملحق شدن، جمع شدن، یا در آغوش گرفتن» می‌آید. وقتی گفته می‌شود «تنضم»، یعنی چیزی یا کسی به گروه، مجموعه یا چیز دیگری اضافه می‌شود و به آن می‌پیوندد. این فعل در بسیاری از متون برای اتحاد یا الحاق به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیوست

📌 پایبند بودن

📌 ملحق شدن

📌 ملحق می‌شود

جمله سازی با تنضم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬أما من أراد‬ ‫وظيفة في مصر فليس عليه سوى أن يدخل كلية الطب‬ ‫وعليه أن يسرع في ذلك قبل أن تنضم إلى أخواتها من‬ ‫الكليات األخرى‪

هر کسی که به دنبال کار در مصر است، فقط باید در دانشکده پزشکی ثبت نام کند و باید این کار را سریع انجام دهد، قبل از اینکه این دانشکده به جمع سایر دانشکده‌ها بپیوندد.

💡 يا أيها أنت، لماذا وقفت بعيدًا ولم تنضم إلى النقاش؟

هی تو، چرا کنار ایستادی و وارد بحث نشدی؟

💡 قررت الأسرة أن تنضم إلى حملة تنظيف الحي نهاية الأسبوع.

خانواده تصمیم گرفتند در پایان هفته به کمپین پاکسازی محله بپیوندند.

💡 ترغب كثير من الطالبات أن تنضم إلى نادي القراءة في المدرسة.

بسیاری از دانش‌آموزان دختر دوست دارند به باشگاه مطالعه مدرسه بپیوندند.

💡 ويسعك ان تنضم لعصابتي اللطيفة إن وصلت الي هنا بالمال

اگر با پول به اینجا رسیدی، می‌توانی به جمع دوستانه‌ی من بپیوندی.

💡 إذا أردت التطوع، يمكنك أن تنضم إلى الفريق بعد المقابلة القصيرة.

در صورت تمایل به همکاری، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌توانید به تیم ما بپیوندید.

کلمات مرتبط