تسجيل

🌐 ثبت نام

این واژه به معنای ثبت، ضبط، نام‌نویسی یا ثبت‌نام کردن است. در زبان عربی و فارسیِ اداری، «تسجيل» معمولاً برای ثبت اطلاعات، ثبت نام دانشجو، ضبط صدا یا ثبت رسمی یک موضوع استفاده می‌شود. این اسم، حاصل فعل «سجّل» است و بار رسمی و اداری دارد.

اسم (noun)

📌 ثبت نام

📌 رکورد

📌 ضبط

📌 ورود به سیستم

📌 رجیستری

📌 امتیازدهی

جمله سازی با تسجيل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاول الباحث تسجيل ضویي بدقة في معجمه الميداني.

محقق کوشید تا ذوی را در فرهنگ لغت میدانی خود به طور دقیق ثبت کند.

💡 سألتني الموظفة عن طولي أثناء تسجيل البيانات الطبية.

کارمند هنگام ثبت اطلاعات پزشکی‌ام، از من در مورد قد سوال کرد.

💡 انتقلت الحقيبة الصغيرة إلی يده بعد أن أنهى تسجيل البيانات.

کیف کوچک پس از اتمام ثبت داده‌ها، به دستش منتقل شد.

💡 تم تسجيل دخول الزوار عند البوابة الرئيسية بدقة عالية.

بازدیدکنندگان با دقت بالایی در دروازه اصلی وارد سیستم می‌شدند.

💡 تم تسجيل حسبه بدقة في تقرير الشركة السنوي.

حساب او به طور دقیق در گزارش سالانه شرکت ثبت شده بود.

💡 كانت السكرتيرة دقيقة في تسجيل البيانات وتحديد مواعيد المراجعين.

منشی در ثبت داده‌ها و تعیین وقت ملاقات برای بازدیدکنندگان بسیار دقیق بود.

💡 فٱذکروا أسماء المشاركين عند تسجيل الحضور في الصباح.

لطفا هنگام ثبت نام در جلسه صبح، اسامی شرکت کنندگان را ذکر کنید.

💡 أشاد المدرب بتمرير سريع ودقيق ساعد الفريق على تسجيل هدف مهم.

مربی از یک پاس سریع و دقیق که به تیم کمک کرد تا گل مهمی به ثمر برساند، تمجید کرد.

💡 نحن دقيقين في تسجيل البيانات لأن الخطأ قد يسبب مشكلة كبيرة.

ما در ثبت داده‌ها دقیق هستیم زیرا یک خطا می‌تواند مشکل بزرگی ایجاد کند.

💡 تتوزع المساعدات على الأسر المحتاجة بعد تسجيل أسمائهم في القائمة الرسمية.

کمک‌ها پس از ثبت نام خانواده‌های نیازمند در فهرست رسمی، بین آنها توزیع می‌شود.

کلمات مرتبط