تخفف

🌐 کاهش

یعنی «سبک شد، کاهش یافت، کم شد» و همچنین ممکن است به معنای «بار یا فشار را کم کردن» باشد. این واژه از ریشه‌ای می‌آید که دلالت بر کاهش وزن، شدت، سختی یا مقدار دارد و در فارسی می‌توان آن را «کاهش یافتن» یا «سبک شدن» ترجمه کرد.

فعل (verb)

📌 سهولت

📌 کاهش دادن

📌 مسکن

📌 تسکین دادن

📌 سبک کردن

📌 نرم کردن

📌 رقیق کردن

جمله سازی با تخفف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ينصح الأطباء بأن تخفف من تناول الملح لتجنب ارتفاع ضغط الدم.

پزشکان توصیه می‌کنند برای جلوگیری از فشار خون بالا، مصرف نمک را کاهش دهید.

💡 إذا تعاون الجميع، فقد تخفف الأعباء عن الأسر المتضررة بسرعة أكبر.

اگر همه همکاری کنند، بار خانواده‌های آسیب‌دیده ممکن است سریع‌تر کاهش یابد.

💡 يكتشف بعض مرضى الروماتيزم أن بعض الحميات الغذائية تخفف أعراضهم.

برخی از بیماران روماتیسمی متوجه می‌شوند که رژیم‌های غذایی خاص علائم آنها را تسکین می‌دهد.

💡 لا تُخفي أوجاع قلبك، فمشاركتها تخفف الحمل.

درد دلت را پنهان نکن؛ به اشتراک گذاشتن آن، بار غم را سبک‌تر می‌کند.

💡 حاولت الأم أن تخفف والهم عن ابنتها بكلمات مطمئنة.

مادر سعی کرد با حرف‌های دلگرم‌کننده نگرانی دخترش را کاهش دهد.

💡 يحتوي هذا الدواءُ على موادَّ فعالةٍ تخفف الألم وتقلل الالتهاب بسرعة.

این دارو حاوی مواد فعالی است که درد را تسکین داده و التهاب را به سرعت کاهش می‌دهد.

کلمات مرتبط