تحف

🌐 عتیقه‌جات

این صورت ممکن است به «تحف» جمعِ تحفة مربوط باشد، یعنی «هدایا، سوغات، چیزهای نفیس». اگر به‌صورت فعل یا ریشه مستقل دیده شود، معنا کاملاً قطعی نیست، اما در کاربرد رایج بسیار نزدیک به «هدیه‌ها» است. در فارسی، «هدایا، سوغاتی‌ها، چیزهای نفیس و ارزنده».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عتیقه

📌 مصنوعات

📌 آثار باستانی

📌 شاهکارها

📌 شاهکار

جمله سازی با تحف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا تحف نفسك بالتوتر قبل المقابلة، وكن هادئًا وواثقًا.

قبل از مصاحبه به خودتان استرس وارد نکنید؛ آرام و با اعتماد به نفس باشید.

💡 الأشجار العالية تحف الطريق المؤدي إلى المدرسة القديمة.

درختان بلند، جاده‌ی منتهی به مدرسه‌ی قدیمی را احاطه کرده‌اند.

💡 كثيرًا ما تحف المشجّعاتُ اللاعبينَ أثناء التدريب لرفع حماسهم.

تشویق‌کنندگان زن اغلب در طول تمرین بازیکنان را احاطه می‌کنند تا روحیه آنها را بالا ببرند.

💡 الجبال تحف المدينة من كل جانب فتجعل هواءها لطيفًا.

کوه‌ها از هر طرف شهر را احاطه کرده‌اند و هوای آن را دلپذیر ساخته‌اند.

💡 ‫كانت النسائم تتهدل حين تحف سط الماء الهاديء‪

نسیم‌ها با برخورد به سطح آب آرام، دنباله‌ی خود را می‌کشیدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران