تحصد

🌐 برداشت

این واژه از ریشهٔ «حصد» به‌معنای «درو کردن، برداشت کردن محصول» است. در حالت فعل مضارع می‌تواند معنای «درو می‌کنی» یا «درود می‌شود» داشته باشد و در کاربرد مجازی هم گاهی به «نتیجه گرفتن» یا «ثمر دادن» اشاره می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برداشت

📌 درو کردن

📌 برنده می‌شود

📌 ادعا کردن

📌 گارنر

جمله سازی با تحصد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬كم‬ ‫هو شعور رائع ان تحصد ما جنيته بعد عذاب وجهد

چه حس قشنگیه وقتی نتیجه زحمات و تلاشت رو میبینی

💡 لكن بعد عقد من الزمن، ما زالت الذخائر العنقودية تحصد الأرواح والأطراف، وتثير ردود فعل عامة قويّة.

اما یک دهه بعد، مهمات خوشه‌ای هنوز جان انسان‌ها را می‌گیرد و واکنش‌های شدید عمومی را برمی‌انگیزد.

💡 لا، قيل إن الكتاب يحتوي على طقوس وتعاويذ تحصد شرًا لا يُوصف.

نه، گفته می‌شد که این کتاب شامل آیین‌ها و طلسم‌هایی است که شر و بدی‌های غیرقابل وصفی را به بار می‌آورند.

💡 إذا تحصد النتائج اليوم، فستعرف مقدار الجهد الذي بذلته طوال العام.

اگر امروز پاداش خود را برداشت کنید، خواهید دانست که در طول سال چقدر تلاش کرده‌اید.

💡 ٥‬بحمد هللا مع أننا لم نكن نحلم بتلك االرقام وكانت اكبر‬ ‫احالمي ام احصد ‪ ٨٠‬وصديقتي كان حلمها أن تحصد ‪ ٩٠‬ولكن هللا كريم عظيم ال ينسا‬ ‫تعب أحد‪

۵. الحمدلله، هرچند ما خواب این اعداد را هم نمی‌دیدیم. بزرگترین آرزوی من گرفتن ۸۰ بود و آرزوی دوستم گرفتن ۹۰، اما خدا کریم و بزرگ است؛ تلاش هیچکس را فراموش نمی‌کند.

💡 فرنسا تحصد ذهبية في زوجي مزدوج التجذيف خفيف الوزن للرجال.

فرانسه مدال طلای روئینگ دو نفره سبک وزن مردان را از آن خود کرد.

کلمات مرتبط