تبرح
🌐 عزیمت
«تَبَرَّحَ» در لغت به معنای «آشکار شد، نمایان گشت، بیرون آمد» است و گاهی نیز به معنای «خود را در معرض دید قرار دادن» میآید. این واژه از نظر معنایی به آشکار شدن و ظاهر گشتن مربوط است و در بعضی کاربردها با نمایش و بروز دادن همراه میشود. در فارسی میتوان آن را «آشکار شد» یا «خود را نمایان کرد» معنی کرد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 رفتن به هر جایی
📌 به هر جایی برو
جمله سازی با تبرح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لم تبرح الفتاة مكانها حتى عادت أمها من السوق.
دختر از جایش تکان نخورد تا اینکه مادرش از بازار برگشت.
💡 ظلت الفكرة تبرح ذهنه طوال الليل دون أن ينسها.
این فکر تمام شب او را آزار میداد و نمیتوانست فراموشش کند.