بوضعها
🌐 با قرار دادن آن
قید (adverb)
📌 قرارش بده
جمله سازی با بوضعها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انا اآلن اقوم بوضعها داخل حقيبتي وبعد ان تصل الرسالة سأهرب من هذا البيت
الان میذارمش تو کیفم، و به محض اینکه پیام رسید، از این خونه فرار میکنم.
💡 لألسف هي نزف كثرياً تلك السقطة كان شديدة و المرأة بوضعها كان قاتلة!
متأسفانه، او خونریزی شدیدی داشت؛ آن سقوط شدید بود و وضعیت زن کشنده!
💡 حيث إنّها لم تستحقر الموقف وراعت ادق األشياء وال ترضى إال بوضعها حيث ينبغي لها أن توجد.
زیرا او از موقعیت بیزار نبود و کوچکترین جزئیات را در نظر میگرفت و جز با قرار دادن آن در جایی که باید باشد، راضی نمیشد.
💡 نصح الأب أبناءه أن يزوروا جدتهم رحما بوضعها الصحي الضعيف.
پدر به پسرانش توصیه کرد که از روی دلسوزی برای وضعیت نامناسب سلامت مادربزرگشان، به دیدن او بروند.
💡 وبعد ذلك نقوم بوضعها في الفرن.
بعد داخل فر میذاریم.
💡 لكن الرجل لم ينظر حتى للعشرة جنيهات واكتفى بوضعها في جيبه العميق!
اما مرد حتی به ده پوند نگاه هم نکرد و آن را در جیب عمیقش گذاشت!