بعجلة

🌐 با عجله

«بعجلة» یعنی «با عجله»، «شتاب‌زده» یا «فوراً و بدون تأمل». این ترکیب از «عجلة» به معنای شتاب ساخته شده و برای بیان انجام کاری در سرعت زیاد یا با بی‌صبری به کار می‌رود. در فارسی معمولاً «با شتاب» یا «سراسیمه» ترجمه می‌شود.

قید (adverb)

📌 با عجله

📌 پف کردن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 چرخ

جمله سازی با بعجلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يتحرك كثير من الناس بعجلة في الصباح بسبب ضيق الوقت وكثرة الالتزامات.

بسیاری از افراد به دلیل محدودیت زمانی و مشغله‌های فراوان، صبح‌ها با عجله به محل کار خود می‌روند.

💡 دخلت الأم إلى المطبخ بعجلة لتتفقد الطعام قبل أن يحترق.

مادر با عجله به آشپزخانه رفت تا قبل از سوختن غذا، آن را بررسی کند.

💡 نصحه صديقه قائلاً: احشم موقفك ولا تتصرف بعجلة أمام الناس.

دوستش او را نصیحت کرد و گفت: جایگاه خود را پاس بدار و در حضور مردم شتابزده عمل نکن.

💡 أجاب الطالب بعجلة من غير أن يفكر جيدًا في السؤال.

دانش‌آموز با عجله و بدون فکر کردن دقیق به سوال، پاسخ داد.

💡 من يراقب الأمور بعجلة یری فلا يفهم التفاصيل المهمة التي تحتاج إلى صبر وتركيز.

کسانی که با عجله به مسائل نگاه می‌کنند، جزئیات مهمی را که نیاز به صبر و تمرکز دارند، می‌بینند اما درک نمی‌کنند.

💡 قاد السيارة بخوف خلال العاصفة، ممسكًا بعجلة القيادة بإحكام للحفاظ على السيطرة.

او با ترس در میان طوفان رانندگی می‌کرد و فرمان را محکم گرفته بود تا کنترل ماشین را حفظ کند.

کلمات مرتبط