بذيل

🌐 دم

یعنی «با دُم» یا «در دنباله / پایینِ چیزی»؛ بسته به بافت، می‌تواند به «دمِ جانور» یا بخش انتهاییِ چیزی اشاره داشته باشد.

اسم (noun)

📌 دم اسب

جمله سازی با بذيل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مرّ الحيوان بذيل طويل بين الأشجار الكثيفة.

حیوان با دم بلندش از میان درختان انبوه عبور کرد.

💡 تمتاز تمثال الحورية بذيل ذو قشور تشبه السمك تضيء بشكل جميل.

این مجسمه پری دریایی دارای یک دم فلس‌دار شبیه ماهی است که به زیبایی می‌درخشد.

💡 لعب الطفل بذيل القطة بلطف ثم تركها تذهب.

کودک به آرامی با دم گربه بازی کرد و سپس آن را رها کرد.

💡 لاحظتُ السيدة حركة بذيل الثعلب وهو يختفي بسرعة.

خانم متوجه شد که دم روباه تکان می‌خورد، در حالی که به سرعت ناپدید می‌شد.

💡 غالبًا ما يتوقف المتنزهون لإعجاب بذيل الثعلب، الذي يضيف طابعًا للمسار.

کوهنوردان اغلب برای تحسین دم روباه توقف می‌کنند، که به مسیر جلوه خاصی می‌بخشد.

💡 ‬وكان بديهي أن تتعلق مصر بذيل االحتاد السوفييت‬ ‫وتتحول من النظام الرأمسايل إىل النظام االشـراكي‪

اجتناب‌ناپذیر بود که مصر به دامان اتحاد جماهیر شوروی بچسبد و از یک نظام سرمایه‌داری به یک نظام سوسیالیستی تبدیل شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران