بحضن
🌐 در آغوش.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بغل کردن
جمله سازی با بحضن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلست العائلة بحضن الطبيعة في يومٍ مشمس.
خانواده در یک روز آفتابی در آغوش طبیعت نشستند.
💡 نام الطفل بحضن أمه بعد يومٍ متعب.
کودک پس از یک روز خسته کننده، در آغوش مادرش به خواب رفت.
💡 كنت دائما تشجعني على أن أتقدم نحوك و أطلق العنان آمل أن أعود يوما إلى ما تركت بحضن دافئ
تو همیشه مرا تشویق میکردی که به سمت تو حرکت کنم و رها شوم، به این امید که روزی در آغوشی گرم به آنچه پشت سر گذاشتهام برگردم.
💡 حين كان الفتى منزعجاً، واسيته أمه بحضن دافئ.
وقتی پسر ناراحت بود، مادرش با آغوشی گرم او را آرام میکرد.
💡 حاولت أن تحتضن الطفل بحضن دافئ لتهدئته.
او سعی کرد کودک را در آغوش گرم خود بگیرد تا آرام شود.
💡 وجد المسافر راحته بحضن وطنه بعد غيابٍ طويل.
مسافر پس از مدتها دوری، در آغوش وطن خود آرامش یافت.