بجهاز

🌐 دستگاه

«بجهاز» یعنی «با جهاز»، «با ساز و برگ»، «با اثاثیه و لوازم» یا «با وسایل آماده‌شده». واژهٔ «جهاز» در عربی معمولاً به وسایل، تجهیزات، یا لوازم سفر و زندگی گفته می‌شود؛ پس این ترکیب می‌تواند به همراه داشتن تجهیزات یا آماده بودن با وسایل لازم اشاره کند.

اسم (noun)

📌 دستگاه

جمله سازی با بجهاز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 استخرجتِ الموظفةُ البياناتِ بجهاز الحاسوبِ بسرعةٍ ودقةٍ.

کارمند داده‌ها را با استفاده از کامپیوتر به سرعت و با دقت استخراج کرد.

💡 بعد شراء محطة إرساء، أصبح بإمكاني التوصيل بجهاز العرض بسهولة.

بعد از خرید یک داک استیشن، توانستم به راحتی به پروژکتور وصل شوم.

💡 التقطَ المهندسُ الإشارةَ بجهاز صغيرٍ موضوعٍ على الطاولةِ.

مهندس سیگنال را با دستگاه کوچکی که روی میز قرار داشت، دریافت کرد.

💡 ‬أخذ من ّ ٍ‬ ‫ً‬ ‫شبي ًها بجهاز ريموت ال ِت ّلفاز‪

او چیزی شبیه به کنترل از راه دور تلویزیون برداشت.

💡 من فضلك توقف عن العبث بجهاز التحكم عن بُعد؛ إنه معطل!

لطفا دیگه با ریموت کنترل بازی نکن؛ خرابه!

💡 قاسَ الطبيبُ نبضَ المريضِ بجهاز حديثٍ داخلَ العيادةِ.

پزشک با دستگاه مدرنی که در داخل درمانگاه بود، نبض بیمار را اندازه گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران