الجهاز
🌐 دستگاه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دستگاه
📌 سیستم
📌 ارگان
📌 بدن
جمله سازی با الجهاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرح الفني للزبائن طريقة استخدام الجهاز قبل تسليمه إلى القسم الإداري.
تکنسین قبل از تحویل دستگاه به بخش اداری، نحوه استفاده از آن را برای مشتریان توضیح داد.
💡 فابتسمت روني وقالت :هو أنا فكرت أخد جزء من الجهاز بعد أذنك طبعًا.
رونی لبخندی زد و گفت: «فکر کردم با اجازه شما، قسمتی از دستگاه را بردارم.»
💡 شرح المهندس المخاطر المرتبطة باستخدام الجهاز دون صيانة منتظمة.
مهندس خطرات مرتبط با استفاده از دستگاه بدون نگهداری منظم را توضیح داد.
💡 إن كان السعر مناسبًا، فسأشتري الجهاز اليوم دون تأخير.
اگر قیمت مناسب باشد، من امروز بدون معطلی دستگاه را میخرم.
💡 وضع العامل المصباح على الطاولة ليتمكن من إصلاح الجهاز في الليل.
کارگر چراغ را روی میز گذاشت تا بتواند شب هنگام دستگاه را تعمیر کند.
💡 خفّف المهندس الصوت في الجهاز حتى لا يزعج الجيران أثناء الليل.
مهندس سطح صدای دستگاه را کاهش داد تا در طول شب مزاحم همسایهها نشود.
💡 طلب العامل إصلاح التاک لأن الجهاز لم يعد يعمل كما ينبغي.
کارگر درخواست کرد که دستگاه تعمیر شود زیرا دیگر به درستی کار نمیکرد.
💡 قدّمت الشركة ضمانًا لمدة سنتين على الجهاز الجديد.
این شرکت دو سال گارانتی برای دستگاه جدید ارائه داد.
💡 حضر الفني لإصلاح الجهاز المعطل قبل بدء العمل صباحًا.
تکنسین قبل از شروع کار در صبح، برای تعمیر دستگاه معیوب از راه رسید.
💡 يستهلك هذا الجهاز اکثر او أقل من الطاقة حسب طريقة الاستخدام اليومية.
این دستگاه بسته به نحوه استفاده روزانه، انرژی کم یا زیادی مصرف میکند.
💡 هذا الجهاز أكبر من الجهاز القديم بكثير، لذلك نحتاج إلى طاولة أوسع في المكتب.
این دستگاه خیلی بزرگتر از دستگاه قدیمی است، بنابراین به میز عریضتری در دفتر نیاز داریم.
💡 استخدم المهندس غطاءً زجاجيًا لحماية الجهاز من الغبار والرطوبة.
مهندس از یک پوشش شیشهای برای محافظت از دستگاه در برابر گرد و غبار و رطوبت استفاده کرد.
💡 احتاجَ الفنيُّ إلى إصلاح الیب في الجهاز قبل بدء العمل.
تکنسین لازم بود قبل از شروع کار، مشکل دستگاه را برطرف کند.