بثياب

🌐 در لباس

«بثياب» یعنی با لباس‌ها، با جامه‌ها، یا در پوشاک. «ثياب» جمع «ثوب» است و به لباس‌ها یا جامه‌ها اشاره دارد. این ترکیب می‌تواند برای توصیف ظاهر یک شخص، پوشش گروهی از افراد، یا حتی به‌صورت استعاری برای «در هیئت و ظاهر خاصی بودن» به کار رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 لباس

📌 رداها

📌 لباس روی

جمله سازی با بثياب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يعمل بعض العمال بثياب خاصة تحميهم أثناء البناء، خاصة في الأماكن التي تحتاج إلى سلامة أكبر.

برخی از کارگران برای محافظت از خود در حین ساخت و ساز، به خصوص در مکان‌هایی که ایمنی بیشتری مورد نیاز است، لباس‌های مخصوص می‌پوشند.

💡 يقيس هذا الجهازُ مستوى غلوكوز الدم كلَّ خمس دقائق، ويقوم بإرسال النتائج إلى جهاز متَّصل بثياب المريض.

این دستگاه هر پنج دقیقه سطح گلوکز خون را اندازه‌گیری می‌کند و نتایج را به دستگاهی که به لباس بیمار متصل است، ارسال می‌کند.

💡 عاد المسافر بثياب خفيفة بعد رحلته الطويلة، لأنه وجد الطقس في المدينة الجديدة دافئاً.

مسافر پس از سفر طولانی‌اش با لباس سبک بازگشت، زیرا هوای شهر جدید را گرم یافت.

💡 بعد هطول المطر، واحلوا في الطين قرب الحقل ثم عادوا إلى المنزل بثياب متسخة.

بعد از باران، آنها در گل و لای نزدیک مزرعه گیر کردند و سپس با لباس‌های کثیف به خانه برگشتند.

💡 خرج ابن عز من بيته بثياب أنيقة وحضور لافت.

ابن عز با لباس‌های شیک و ظاهری آراسته از خانه‌اش بیرون آمد.

💡 اتمنى لو كان لدينا طبّالون هنا بثياب مذهبة، كالايام الخوالي

کاش مثل قدیم، اینجا طبل‌زن‌هایی با لباس‌های طلاکاری‌شده داشتیم.

کلمات مرتبط