بتحسن

🌐 بهبود

یعنی «بهتر می‌کنی» یا «بهبود می‌دهی»؛ از ریشهٔ حسن به معنی «خوب شدن / زیباتر شدن» آمده و در محاوره می‌تواند به معنی «حالت را بهتر کردن» یا «بهبود یافتن» باشد. گاهی هم به صورت «حالت بهتر می‌شود» فهمیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 بهبود

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 بهبود یافته

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بهتر

جمله سازی با بتحسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قال الطبيب للمريض: لا تهمل الدواء حتى لو شعرت بتحسن سريع.

پزشک به بیمار گفت: حتی اگر به سرعت احساس بهبودی کردید، مصرف دارو را نادیده نگیرید.

💡 شعرتُ بتحسن بكثير بعد أخذ الدواء والراحة.

بعد از خوردن دارو و استراحت حالم خیلی بهتر شد.

💡 فعلت كما نصحني الطبيب، فشعرت بتحسن خلال أيام قليلة.

طبق توصیه پزشک عمل کردم و ظرف چند روز حالم بهتر شد.

💡 حين بدأت أعتني بـ صحتي، شعرت بتحسن واضح في النوم والتركيز.

وقتی شروع به مراقبت از سلامتی‌ام کردم، بهبود واضحی در خواب و تمرکزم احساس کردم.

💡 بدأت أمارس الرياضة منذ بداية الشهر، وشعرت بتحسن واضح في صحتي.

من از ابتدای ماه شروع به ورزش کردم و بهبود واضحی در سلامتی‌ام احساس کردم.

💡 ارتبط هذا الدواء بتحسن الحالة الصحية بعد أسابيع من الاستخدام المنتظم.

این دارو پس از هفته‌ها مصرف منظم با بهبود سلامت همراه بوده است.

💡 واحتمل الألم بصبر حتى انتهى العلاج وبدأ يشعر بتحسن واضح.

او با صبر و حوصله درد را تحمل کرد تا اینکه درمان تمام شد و احساس بهبودی آشکاری کرد.

💡 ازدادت الآمال بتحسن الوضع الاقتصادي بعد إعلان الحكومة عن خطة إصلاح جديدة.

امیدها به بهبود وضعیت اقتصادی پس از اعلام طرح اصلاحی جدید دولت افزایش یافته است.

💡 وسبعني هذا الخبر السار حتى شعرتُ بتحسن كبير في مزاجي.

این خبر خوب باعث شد حالم خیلی بهتر بشه.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران