إلیها
🌐 به او
قید (adverb)
📌 آن
📌 او
جمله سازی با إلیها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سمعتْ صوتَ أمِّها إلی فالتفتت إليها بلهفةٍ كبيرةٍ.
صدای مادرش را شنید و با اشتیاق فراوان به سمتش برگشت.
💡 لم يضِعْ انتظارُكِ هباءً، فقد حصلتِ على النتيجةِ التي كنتِ تطمحينَ إليها.
انتظارت بیهوده نبود، زیرا به نتیجهای که انتظارش را داشتی، رسیدی.
💡 في الحوار، تُوجَّهُ الرسائلُ إليها أحيانًا عندما تكون هي المسؤولة عن المشروع.
در این گفتگو، گاهی اوقات وقتی او مسئول پروژه است، پیامها به او ارسال میشود.
💡 رتبتُ اوراقي في ملفٍّ واحدٍ لتسهيلِ الوصولِ إليها عندَ الحاجةِ.
مدارکم را در یک پوشه مرتب کردم تا در صورت نیاز راحتتر به آنها دسترسی داشته باشم.
💡 جمعتُ الملاحظاتِ المتفرقة في ملفٍّ واحدٍ ليسهلَ الرجوعُ إليها لاحقًا.
یادداشتهای پراکنده را در یک فایل گردآوری کردم تا بعداً راحتتر به آنها مراجعه کنم.
💡 ذهبَتْ الأمُ إلى المكتبة، وعادتْ إليها بعد ساعةٍ تحملُ كتبًا مفيدةً لأطفالها.
مادر به کتابخانه رفت و ساعتی بعد در حالی که کتابهای مفیدی برای فرزندانش آورده بود، برگشت.
💡 رأى السيارةَ تتوقفُ أمامَ المنزلِ إلی فنظر إليها بدهشةٍ.
ماشین را دید که جلوی خانه توقف کرد و با تعجب به آن نگاه کرد.
💡 لا يمكنُ فهمُ المشكلةِ من جانبٍ واحدٍ، بل يجبُ النظرُ إليها ككلٍّ واحدٍ.
این مشکل را نمیتوان از یک منظر بررسی کرد، بلکه باید آن را به صورت یک کل در نظر گرفت.
💡 ضاعتْ بعضُ الرسایلِ القديمةِ في الهاتفِ، لذلك لم أعد أستطيعُ الرجوعَ إليها بسهولةٍ.
بعضی از پیامهای قدیمی روی گوشی گم شدند، بنابراین دیگر نمیتوانم به راحتی به آنها دسترسی پیدا کنم.