باردا
🌐 سرد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سرد
📌 باحال
📌 سرد شده
📌 انجماد
📌 کولر
جمله سازی با باردا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استقبل المدير الأخبار باردا رغم أهميتها الكبيرة.
مدیر با وجود اهمیت زیاد خبر، آن را به سردی پذیرفت.
💡 ردّ الموظف باردا على السؤال، مما أثار استغراب الزائر.
کارمند با سردی به این سوال پاسخ داد که باعث تعجب بازدیدکننده شد.
💡 نظرت إليها باردا ثم واصلتُ طريقي دون كلام.
با نگاهی سرد و بی تفاوت نگاهش کردم و بدون هیچ حرفی به راهم ادامه دادم.
💡 كان الليلُ باردا وممطرًا، لذلك أغلقتِ العائلةُ النوافذَ وأشعلتِ المدفأة.
شب سرد و بارانی بود، بنابراین خانواده پنجرهها را بستند و بخاری را روشن کردند.
💡 أستقبل ربيع معلمه بسالم وسأله إن كان يريد مرشوبا ساخنا أم باردا فشكره طالل وقال: «كيف وجدت حفلة األمس؟
ربیع به معلمش سالم سلام کرد و از او پرسید که نوشیدنی گرم میخواهد یا سرد. طلال از او تشکر کرد و گفت: «مهمانی دیروز را چطور دیدی؟»
💡 وقال إنه يرى وجهه، لكنه كان باردا مثل الثلج.
گفت صورتش را میبیند، اما مثل یخ سرد بود.