بإصبعي
🌐 با انگشتم.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 با انگشتم.
📌 با انگشتانم
جمله سازی با بإصبعي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ثوم قلت له وأنا أشير بإصبعي للبرج الطويل: ولماذا رسمت هذا البرج؟
با اشاره انگشتم به برج بلند به او گفتم: چرا این برج را کشیدی؟
💡 أشرتُ بإصبعي إلى الباب عندما طلب مني الزائرُ الاتجاه الصحيح.
وقتی مهمان از من مسیر درست را پرسید، با انگشتم به در اشاره کردم.
💡 كسرت بعض الزجاج، لذا ربما لمست قطعة بإصبعي و...
من یه ذره شیشه شکستم، بنابراین ممکنه یه تیکه از اونو با انگشتم لمس کرده باشم و...
💡 كتبتُ اسمي بإصبعي على الغبار المتجمع فوق الطاولة القديمة.
با انگشتم اسمم را روی گرد و غباری که بالای میز قدیمی جمع شده بود نوشتم.
💡 ضغطتُ بإصبعي على الشاشة لأفتح الصورة الكبيرة بسرعة.
انگشتم را روی صفحه فشار دادم تا تصویر بزرگ را سریع باز کنم.
💡 أمر بإصبعي أمام أنفها حتى أحس بأنفاسها وأتأكد من أنها ال زالت على قيد الحياة.
انگشتم را جلوی بینیاش گذاشتم تا نفسهایش را حس کنم و مطمئن شوم که هنوز زنده است.