إصبعي
🌐 انگشت من
دیکشنری عربی به فارسی
📌 انگشت من
📌 انگشت پای من
📌 انگشتان من
📌 شست من
جمله سازی با إصبعي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أستخدم إصبعي أحيانًا لفتح الهاتف عندما لا يعمل القلم الإلكتروني.
من بعضی وقتها که قلم الکترونیکی کار نمیکند، از انگشتم برای باز کردن قفل گوشی استفاده میکنم.
💡 ميسك هبما إصبعي السبابة و البالتني ُ اإلهبام ليد!
میس، انگشت اشاره و وسطی منو به هم بچسبون!
💡 شعرت بحرارة في إصبعي بسبب لمس الكوب الساخن بسرعة دون انتباه.
از اینکه سریع و بدون توجه فنجان داغ را لمس کرده بودم، سوزشی در انگشتم احساس کردم.
💡 وضعت إصبعي عليه، وذلك جعلني...
انگشتم را روی آن گذاشتم، و این باعث شد که...
💡 تألم إصبعي بعد أن علقت فيه الورقة الحادة أثناء ترتيب الملفات في المكتب.
انگشتم بعد از اینکه تکه کاغذ تیزی موقع مرتب کردن فایلها توی دفتر توی انگشتم گیر کرد، درد گرفت.
💡 بضغطة واحدة من إصبعي على زر الطباعة سوف تولد الرواية.
با یک بار فشار دادن انگشتم روی دکمه چاپ، رمان تولید میشود.