انفها

🌐 بینی او

این صورت معمولاً به معنای «بینی او» یا «بینیِ او» فهمیده می‌شود، چون «ها» در عربی ضمیر مونث مفرد غایب است. بنابراین معنای کلی آن در فارسی «بینیِ او» یا «آن بینی» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بیزر او

📌 بوینده اش

📌 دماغش

📌 سپتوم او

جمله سازی با انفها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لمس الطبيب انفها برفق ليتأكد من عدم وجود كسر بعد السقوط المفاجئ على الأرض.

پزشک به آرامی بینی او را لمس کرد تا مطمئن شود که پس از سقوط ناگهانی به زمین، شکستگی وجود ندارد.

💡 احمر انفها بسبب البرد، فوضعت وشاحًا سميكًا وخرجت إلى العمل صباحًا.

بینی‌اش از سرما قرمز شده بود، برای همین یک شال ضخیم سرش انداخت و صبح برای کار بیرون رفت.

💡 ‫وقفت سمر تنظر إليهام وغطت عىل انفها بكف يدها‪.

سمر ایستاده بود و به آنها نگاه می‌کرد و بینی‌اش را با کف دستش گرفته بود.

💡 ابتسمت الأم عندما رأت انفها الصغير مغطى بالغبار بعد اللعب في الحديقة.

وقتی مادر بعد از بازی در باغ، بینی کوچکش را غرق در گرد و غبار دید، لبخند زد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران