انفي

🌐 بینی

این واژه غالباً به معنای «بینی من» یا «وابسته به بینی من» است، چون «ي» در عربی می‌تواند ضمیر متکلم باشد. در فارسی می‌توان آن را «بینیِ من» ترجمه کرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بینی من

📌 بینی

📌 انکار کردن

📌 بینی بیرون زده

📌 سوراخ بینی من

📌 حسادت

جمله سازی با انفي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلبت منه الممرضة أن يتنفس من انفيه ببطء أثناء الفحص لتقييم حالته بدقة.

پرستار از او خواست که در طول معاینه به آرامی از طریق بینی نفس بکشد تا بتواند وضعیت او را به طور دقیق ارزیابی کند.

💡 احضرو سرير مستشفى, شاشات مراقبة القلب, جهاز تنفس, جهاز إزالة الرجفان, أنبوب انفي معدي و معدات لغسيل الكلى الصفاقي.

یک تخت بیمارستان، مانیتورهای قلبی، دستگاه تنفس مصنوعی، دفیبریلاتور، لوله بینی-معدی و تجهیزات دیالیز صفاقی همراه داشته باشید.

💡 وقوموا لي انفي استطعت ان أتنفس

بینی‌ام را صاف کن تا بتوانم نفس بکشم.

💡 كان انفيه يلسعهما الهواء البارد، لذلك دخل بسرعة إلى المقهى الدافئ.

سوراخ‌های بینی‌اش از سرما می‌سوزید، برای همین سریع وارد کافه‌ی گرم شد.

💡 في مرة من المرات اصبح انفي مسطحا كما قالب ألكيك.

یک دفعه، دماغم مثل قالب کیک پهن شد.

💡 انا لا اقدر ان انفي انني أريد حقا ان يعود ايس

نمی‌تونم انکار کنم که واقعاً دلم می‌خواد ایس برگرده.

کلمات مرتبط