اليف
🌐 الیف
این کلمه بهصورت درست معمولاً أليف نوشته میشود و به معنی «انسگرفته، خوگرفته، مأنوس، دوستداشتنی و آرام» است. برای توصیف حیوان یا انسانِ عادتکرده به محیط یا فردی خاص نیز به کار میرود. گاهی در معنای «مؤانس و آرام» هم میآید و در برابرِ واژههایی مثل وحشی یا غریب قرار میگیرد.
صفت (adjective)
📌 حیوان خانگی
📌 اهلی شده
📌 داخلی
📌 رام کردن
📌 خانه نشین شده
📌 دوستانه
📌 آشنا
جمله سازی با اليف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احتاجت القطة وقتًا حتى تصبح أليفة مع الجيران الجدد.
گربه برای عادت کردن به همسایگان جدید به زمان نیاز داشت.
💡 هذا النوع من الكلاب أليف ويستجيب بسرعة للتدريب والأوامر البسيطة.
این نوع سگ رام است و به سرعت به آموزش و دستورات ساده واکنش نشان میدهد.
💡 كان الطفل أليفًا مع الحيوانات الصغيرة، لذلك أحبته الأسرة كثيرًا.
کودک با حیوانات کوچک دوست بود، بنابراین خانواده او را خیلی دوست داشتند.