الیف
🌐 الف
«الیف» در عربی به معنی «آشنا، مانوس، مهربان و انسگرفته» است و از ریشه الفت میآید. این واژه برای توصیف کسی یا چیزی بهکار میرود که با آن انس گرفته شده یا خو گرفته است. در ادبیات، «الیف» معنای صمیمیت، انس و همراهی دارد.
صفت (adjective)
📌 حیوان خانگی
📌 اهلی شده
📌 داخلی
📌 رام کردن
📌 خانه نشین شده
📌 دوستانه
📌 آشنا
جمله سازی با الیف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدا الیف متعبًا بعد يومٍ طويلٍ من العمل في المزرعة.
الیف بعد از یک روز طولانی کار در مزرعه خسته به نظر میرسید.
💡 سألَ الطبيبُ الیف عن سببِ الألم في ساقه اليمنى.
دکتر از الیف در مورد علت درد پای راستش پرسید.
💡 شكرَ الیف زملاءه على مساعدتهم له في إنجاز المهمة.
الیف از همکارانش برای کمک به او در انجام این کار تشکر کرد.