المدرج
🌐 باند فرودگاه
اسم (noun)
📌 باند فرودگاه
📌 آمفی تئاتر
📌 کولیسئوم
📌 سالن اجتماعات
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 فهرست شده
📌 کتیبه دار
جمله سازی با المدرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 امتلأ المدرج بالجماهير قبل بدء المباراة بساعة كاملة، وكانت الأجواء حماسية جدًا.
یک ساعت قبل از شروع مسابقه، سکوهای ورزشگاه مملو از هواداران بود و شور و شوق زیادی در ورزشگاه حکمفرما بود.
💡 إذا رأيت مشكلات، فقط اتصل بالرقم المدرج على الموقع.
در صورت مشاهده هرگونه مشکل، کافیست با شماره تلفنهای ذکر شده در وبسایت تماس بگیرید.
💡 يطل المدرج على الملعب مباشرة، مما يمنح المشاهدين رؤية واضحة ومريحة.
جایگاه تماشاگران مستقیماً مشرف به ورزشگاه است و به تماشاگران دید واضح و راحتی میدهد.
💡 جلس الطلاب في المدرج الكبير لمتابعة المحاضرة الجامعية التي ألقاها الأستاذ الزائر.
دانشجویان در سالن بزرگ نشسته بودند تا سخنرانی دانشگاهی استاد مدعو را دنبال کنند.
💡 واستقرت الطائرة على المدرج بسلام وسط تصفيق الركاب.
هواپیما در میان تشویق مسافران به سلامت روی باند فرودگاه فرود آمد.
💡 وقف الشاب أمام المدرج يستمع إلى المحاضرة باهتمام.
مرد جوان جلوی سالن ایستاده بود و با دقت به سخنرانی گوش میداد.