الدرج

🌐 پله‌ها

واژهٔ «الدرج» در عربی به‌طور کلی به معنای «پله، نردبان، یا پلکان» به کار می‌رود و گاهی نیز می‌تواند به معنای «کشو» یا «جعبهٔ کوچک» باشد، بسته به بافت جمله. این واژه از ریشهٔ د-ر-ج آمده و با بالا رفتن تدریجی یا مرحله‌به‌مرحله ارتباط معنایی دارد. در برخی کاربردها، «الدرج» می‌تواند به معنای «مدرک، سند، یا نوشتهٔ پیچیده‌شده» هم نزدیک شود، اما معنای اصلی و رایج آن همان پله یا پلکان است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پله‌ها

📌 کشو

📌 راه پله

📌 مراحل

📌 سینی

جمله سازی با الدرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عندما سافرت، بيکيت رسالتك في الدرج حتى أعود إليها لاحقًا.

وقتی سفر کردم، نامه‌ات را توی کشو گذاشتم تا بعداً بتوانم به آن مراجعه کنم.

💡 أصلح النجار ربل الدرج الخشبي حتى صار صعوده أسهل من قبل.

نجار لاستیک‌های راه‌پله چوبی را تعمیر کرد تا بالا رفتن از آن آسان‌تر از قبل شود.

💡 خززتا المفتاحين في الدرج بعد أن انتهيتما من فتح الباب.

بعد از اینکه در را باز کردید، هر دو کلیدها را داخل کشو گذاشتید.

💡 تركتُ الرسالة بحر في الدرج حتى أعود إليها في المساء.

نامه را در کشو گذاشتم تا عصر که به سراغش بروم.

💡 سقطت الورقة داخلها في الدرج الصغير دون أن نلاحظ.

کاغذ بدون اینکه ما متوجه شویم، داخل کشوی کوچک افتاد.

💡 رأيت رجل علی الدرج يتحدث مع الموظفين بهدوء.

مردی را روی پله‌ها دیدم که آرام با کارمندان صحبت می‌کرد.

💡 في النهاية، وجد الموظف اللي وکل المستندات المطلوبة داخل الدرج العلوي.

در نهایت، کارمندی که تمام مدارک مورد نیاز را به او سپرده بود، آنها را در کشوی بالایی پیدا کرد.

💡 عرف الأب أن ابنه كان بإخفایه منذ الصباح داخل الدرج الخشبي.

پدر می‌دانست که پسرش از صبح داخل کشوی چوبی پنهان شده است.

💡 تعطل المصعد فجأة، فاضطر الموظفون إلى استخدام الدرج حتى الطابق الخامس.

آسانسور ناگهان از کار افتاد، بنابراین کارمندان مجبور شدند از پله‌ها برای رسیدن به طبقه پنجم استفاده کنند.

💡 بحثتُ عن الأوراق المهمة في الدرج العلوي لكنني لم أجدها هناك.

دنبال کاغذهای مهم توی کشوی بالایی گشتم، اما پیداشون نکردم.

💡 احتفظت بصورة العائلة في الدرج المفضلة لديها داخل الغرفة.

او عکس خانوادگی را در کشوی مورد علاقه‌اش داخل اتاق نگه می‌داشت.

💡 وضعتُ المفاتيح في الدرج الصغير بجانب السرير قبل أن أخرج من المنزل.

قبل از اینکه از خانه بیرون بروم، کلیدها را در کشوی کوچک کنار تخت گذاشتم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران