المحيا

🌐 زندگی

به معنی «زندگی»، «حیات» یا «چهره و سیمای زنده» است و گاهی نیز به «محل زندگی» اشاره دارد. در عربی، این واژه می‌تواند هم معنای زندگی و زیستن داشته باشد و هم در برخی کاربردهای ادبی به چهره یا حالت زندگی‌بخش انسان اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 طبیعت

جمله سازی با المحيا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 المطورين يشيرون أيضا إلى أن الألعاب توفير بيئة تعلم آمنة للأطفال أثناء البقاء بعيداً عن أي ألعاب المحيا العدوانية.

توسعه‌دهندگان همچنین اشاره می‌کنند که این بازی‌ها ضمن دوری از هرگونه بازی تهاجمی و واقع‌گرایانه، یک محیط یادگیری امن برای کودکان فراهم می‌کنند.

💡 بدا التعبُ واضحًا على المحيا بعدَ ليلةٍ طويلةٍ من السهرِ والعمل.

خستگی بعد از یک شب طولانی بیدار ماندن و کار کردن، در چهره‌اش کاملاً مشهود بود.

💡 وقالت انها سوف تكون جيدة المحيا ولكنها ضحله التفكير.

او گفت که خوش‌قیافه اما کم‌عقل خواهد بود.

💡 ارتسمَت على المحيا ابتسامةٌ هادئةٌ عندما سمعَ خبرَ نجاحِ ابنِه.

وقتی خبر موفقیت پسرش را شنید، لبخندی آرام بر لبانش نقش بست.

💡 أشرقَ المحيا بالنورِ حينَ التقى بصديقهِ القديمِ بعدَ سنواتٍ من الغياب.

وقتی پس از سال‌ها غیبت، دوست قدیمی‌اش را ملاقات کرد، چهره‌اش از نور روشن شد.

کلمات مرتبط