المباشرة
🌐 زنده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مستقیم
📌 فوری
📌 زنده
📌 مستقیماً
📌 حضوری
📌 دست اول
جمله سازی با المباشرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجهها من الشمس المباشرة باستخدام قبعتها الزرقاء.
او با کلاه آبیاش صورتش را از نور مستقیم خورشید محافظت میکرد.
💡 اختار المدير المباشرة في الحديث لتجنب سوء الفهم وتأخير القرار.
مدیر ترجیح داد مستقیماً صحبت کند تا از سوءتفاهم و تأخیر در تصمیمگیری جلوگیری شود.
💡 ينبغي حفظ علبة إيروسول بعيدًا عن الحرارة المباشرة لتجنب الخطر.
قوطیهای آئروسل باید از حرارت مستقیم دور نگه داشته شوند تا از خطر جلوگیری شود.
💡 تجنّب الطفل المواجهة المباشرة مع زملائه في البداية.
کودک در ابتدا از رویارویی مستقیم با همسالان خود اجتناب میکرد.
💡 حذرَ الطبيبُ من إهمالِ أيِّ ارتجاجٍ قد يظهرُ بعد الضربةِ المباشرة على الرأس.
پزشک در مورد نادیده گرفتن هرگونه ضربه مغزی که ممکن است پس از ضربه مستقیم به سر ظاهر شود، هشدار داد.
💡 الموظفون الجدد يفضلون التعلم من التجربة المباشرة أكثر من التوجيه النظري.
کارمندان جدید ترجیح میدهند به جای راهنماییهای تئوری، از تجربیات دست اول بیاموزند.