الظابط
🌐 افسر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 افسر
جمله سازی با الظابط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في اليوم الرابع جاءت البشرى فلقد اتصل بنا الظابط وأخبرنا بأنه وجد والدة الطفل وهي موجودة في قسم الشرطة حيث اتجهنا وهناك وجدناها
روز چهارم خبر خوبی رسید. مامور با ما تماس گرفت و گفت که مادر بچه را پیدا کرده و در کلانتری است، ما هم به آنجا رفتیم و او را پیدا کردیم.
💡 تحدث الظابط مع المارة لتوضيح سبب إغلاق الشارع.
افسر با رهگذران صحبت کرد تا توضیح دهد که چرا خیابان بسته شده است.
💡 وقالت له أخته: أنا جاهزة يا حرضة الظابط
خواهرش به او گفت: من آمادهام، افسر.
💡 استمع الناس إلى تعليمات الظابط بهدوء واحترام.
مردم با آرامش و احترام به دستورالعملهای افسر گوش فرا دادند.
💡 هذا الظابط يدخل إلى منزلي ويبدأ يسأل كل هذه الأسئلة الفضولية
این افسر وارد خانه من شد و شروع به پرسیدن سوالات کنجکاوانه کرد.
💡 وقف الظابط عند المدخل لتنظيم حركة المرور.
افسر در ورودی ایستاده بود تا رفت و آمد را تنظیم کند.