انضباط

🌐 انضباط

«انضباط» به معنای نظم‌داشتن، پایبندی به قواعد، و رعایت ترتیبات مشخص در رفتار و کار است. این واژه در عربی و فارسی هر دو بسیار رایج است و در حوزه‌های آموزشی، نظامی، اداری و اخلاقی به‌کار می‌رود. انضباط یعنی انسان یا مجموعه‌ای از افراد از چارچوب‌ها و قوانین پیروی کنند و رفتاری منظم و کنترل‌شده داشته باشند.

اسم (noun)

📌 انضباط

📌 خود انضباطی

📌 انضباطی

جمله سازی با انضباط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 النجاح المبكر ويمدهم بالحماس، لكنه يحتاج أيضًا إلى انضباط ومتابعة مستمرة.

موفقیت اولیه به آنها شور و شوق می‌دهد، اما به نظم و انضباط و پیگیری مداوم نیز نیاز دارد.

💡 يعلّم المعلم الطلاب أن انضباط السلوك داخل الصف يساعد على الفهم والتركيز.

معلم به دانش‌آموزان می‌آموزد که رفتار منظم در کلاس درس به درک و تمرکز کمک می‌کند.

💡 وعلمنٰه أن النجاح الحقيقي يحتاج إلى انضباط ومتابعة يومية.

ما به او آموختیم که موفقیت واقعی نیازمند نظم و انضباط و پیگیری روزانه است.

💡 في الجيش، يُعدّ انضباط الأفراد من أهم أسس الأداء الفعّال والتنظيم.

در ارتش، انضباط فردی یکی از مهمترین پایه‌های عملکرد و سازماندهی مؤثر است.

💡 لنکفرن عن التهاون في الدراسة لأن المستقبل يحتاج إلى انضباط ومثابرة.

بیایید تاوان سهل‌انگاری خود در مطالعه را بدهیم، زیرا آینده به نظم و انضباط و پشتکار نیاز دارد.

💡 أنظر إلى شغلی باعتباره مسؤولية يومية تحتاج إلى انضباط وتخطيط جيد.

من شغلم را به عنوان یک مسئولیت روزانه می‌بینم که نیاز به نظم و برنامه‌ریزی خوب دارد.

💡 يعتمد نجاح الفريق على انضباط أفراده في المواعيد وتقسيم المهام.

موفقیت تیم به نظم و انضباط اعضای آن در پایبندی به برنامه‌ها و تقسیم وظایف بستگی دارد.

💡 صارو إلى العمل مبكرًا كل يوم للحفاظ على انضباط الفريق والإنتاجية.

آنها هر روز صبح زود شروع به کار می‌کردند تا نظم و انضباط تیمی و بهره‌وری را حفظ کنند.

کلمات مرتبط