الریح
🌐 باد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 باد
📌 باستر
📌 گوز
جمله سازی با الریح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أحدث الباب لکلک ًا قويًا عندما أغلقته الريح فجأة.
وقتی باد ناگهان در را بست، صدای محکمی از آن بلند شد.
💡 سمعنا صوتًا اجش عند الباب، ثم عرفنا أن الريح هي السبب.
صدای سایشی از در شنیدیم، بعد فهمیدیم که صدای باد است.
💡 فاختلطت الأوراق على المكتب بعد أن هبّت الريح من النافذة المفتوحة.
کاغذهای روی میز، بعد از وزیدن باد از پنجرهی باز، در هم ریخته و به هم ریخته بودند.
💡 اتت الأمواجُ العاليةُ إلى الشاطئِ بعنفٍ، ثم تراجعتْ ببطءٍ مع الريح.
امواج بلند با خشونت به ساحل میآمدند، سپس به آرامی با باد عقبنشینی میکردند.
💡 فانفتحت النافذة فجأة عندما هبّت الريح القوية في المساء.
عصر که باد شدیدی وزید، پنجره ناگهان باز شد.
💡 كتب الشاعر عن ظوف الريح وهي تمرّ بين الأشجار في الحقول البعيدة.
شاعر درباره تندبادهایی که از میان درختان در مزارع دوردست میگذشتند، سروده است.
💡 ظنّ البعض أن الصوت القادم من الغرفة كان شبحا، لكنه كان الريح.
بعضیها فکر میکردند صدایی که از اتاق میآمد صدای روح بود، اما صدای باد بود.
💡 كانت عَبْنَدُون هادئةً في المساء، ولا يسمعُ فيها إلا صوتُ الريح.
عبدون در غروب ساکت بود و جز صدای باد چیزی در آن شنیده نمیشد.
💡 كانت الريح عنجفًا في الصحراء ذلك المساء.
آن شب باد شدیدی در بیابان میوزید.
💡 اتسعت الفتحة في الباب قليلًا عندما هبّت الريح.
وقتی باد وزید، دهانهی در کمی گشادتر شد.
💡 سمعنا فهمس الريح بين الأشجار في ليلة شتوية هادئة.
در یک شب آرام زمستانی، زمزمه باد را از میان درختان شنیدیم.