التعاسة
🌐 ناخشنودی
اسم (noun)
📌 ناخشنودی
📌 بدبختی
📌 غم و اندوه
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 بدبخت
جمله سازی با التعاسة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناديناذا ال تتكلمين عن التعاسة انت لست تعيسة بقدرنا علي االقل .
نادیا، از ناراحتی حرف نزن. حداقل به اندازه ما ناراحت نیستی.
💡 وقد كاف جماؿ في قمة التعاسة والحزف فقابلو زميلو حسن في الزنزانة الذي يجلس معو في نفس العنبر وقاؿ لو مالك يا عم جماؿ في ايو؟
جمال در وضعیت بسیار بدحال و غمگینی بود که حسن، همسلولیاش که با او در یک بند بود، به ملاقاتش آمد و گفت: «چی شده عمو جمال؟»
💡 في نفسي شيء ل يعرف القناعة ولكنه ليس كالطمع ,ول يدري ما السعادة غير أنه ل يشابه التعاسة .
چیزی در روح من است که قناعت را نمی شناسد، اما مانند حرص نیست، و خوشبختی را نمی داند چیست، اما مانند بدبختی نیست.
💡 وتأملت عينيه المكحولتين بأخيلة التعاسة والفاقة
چشمان سرمه کشیدهاش سایههای بدبختی و فقر را منعکس میکرد.
💡 نسعى وراء السعادة لكننا نجد فقط التعاسة والموت.
ما به دنبال شادی هستیم اما فقط بدبختی و مرگ را مییابیم.
💡 وكان الوضع في غاية التعاسة وبدأت أتحدث مع النمل في الزنزانة.
اوضاع فوقالعاده اسفناک بود و من شروع کردم به حرف زدن با مورچههای توی سلول.